تبليغاتX
وخدایی که در این نزدیکی است . . . . .
كبر و غرور نداشته باشي

با نماز خواندنت از خدا طلبكار نشوي

از شهوت و هواهاي نفساني بپرهيزي

فقط موقع نماز به ياد خدا بودن فايده ندارد

بلكه بايد هميشه به ياد خدا باشي .

بد خلقي با مردم نكني .

انفاق كني و دست خير داشته باشي

 ديگران را بر خودت ترجيح دهي

رحم داشته باشي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 16:10  توسط عبد الله  | 
الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى چگونه گویم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گویم شناختمت كه نشناختمت
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:18  توسط عبد الله  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:20  توسط عبد الله  | 
الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى یا من یعفو عن الكثیر و یعطى الكثیر بالقلیل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى سالیانى مى‏پنداشتم كه ما حافظ دین توایم استغفرك اللهم در این لیلة الرغائب هزار و سیصد و نود فهمیدم كه دین تو حافظ ما است احمدك اللهم.

الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى ما همه بیچاره‏ایم و تنها تو چاره‏اى و ما همه هیچكاره‏ایم و تنها تو كاره‏اى.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:40  توسط عبد الله  | 
شايد مشهورترين روايتي كه مي شه در بخش اهميت نماز از اون ستفاده كرد همين روايت مشهوره كه اغلب بلديم و متأسفانه بهش توجه نداريم ! روايتي كه بسيار روشن و واضح وضعيت نماز رو در آخرت روشن مي كنه ، مي فرمايد :
“ ان الصلوه عمود الدين . ان قبلت قبل ما سويها وان ردت رد ما سويها ”
نماز پايه و ستون دين است . اگر نماز قبول شد بقيه طاعات و عبادات چه واجب وچه مستحب قبول مي شود و اگرقبول نشد ، هيچ عبادتي قبول نيست .
اين حديث شنيدنش يه حرفه و باور كردنش يه حرفه ديگه و عمل كردنش حرف سوم ! از همه مهمتر براي اينكه اين حديث براي شما جا بيوفته من مثالي عرض مي كنم : ببينيد يه ساختمان كه مي خوان بسازن ، اولين چيزي رو كه مهندس ساختمان بررسي ميكنه اينه كه اين زمين قدرت و نگهداري ساختمان رو داره يا نه ؟ بعد مي ياد و برطبق ساختماني كه ميخواد بسازه ، براش پايه و پي مي زنه . فنداسيون براش مي ريزه . براي چهار طبقه يه مدل و براي هشت طبقه يه مدل ديگه و براي مثلا برج سازي يه مدل ديگه . بعد مي رسه به جايي كه ساختمان در معرض يه آزمايش قرار مي گيره واين آزمايش طبيعي همون زلزله است .حالا اگر پايه اي كه اين ساختمان روي اون درست شده متناسب نباشه ، اين خانه فرو مي ريزه . اگر پايه ايراد داشته باشه ساختمان تاب نمي ياره و خراب مي شه . حال دقت كنيد اگر ساختمان 2طبقه باشه يه خسارتي به بار مياد و اگر 20 طبقه باشه يه خسارت بسيار بزرگتر ببار مي ياد . يعني اگر پايه درست نباشه اون كسي كه بر پايه نادرست ساختمان 20 طبقه بنا كرده بيشتر خسارت مي بينه . چيزي كه من مي خوام نتيجه بگيرم اينه كه ما اگر نمازمون به عنوان پايه و بن ، درست نباشه ، هرچي كه خانه معنويات خودمون رو بالاتر ببريم مثلاً 10000 جلسه هيأت رديف كنيم ، 2000 روزه مستحبي و. . . خلاصه هرچي بالاتر بريم اگر نمازمون ايراد داشته باشه در معرض اولين آزمايش الهي ، اين خانه تو فرو مي ريزه و جالب اين كه هرچي بالاتر باشي بدتر زمين ميخوري ! ببينيد چقدراين مطلب دقيق و ظريف و مهمه ! دراين جامعه اي كه حتي به واجبات هم كامل عمل نمي شه ، شما كه دنبال مستحبات هستيد و اهل نور و اشك و اخلاص و روضه و . . . اين رو دقت داشته باشيد . وقتي معصوم (ع) مي فرمايد :
“ عمود الدين ” به اين ظرائف دقت داره . بدون نماز هرچي بيشتر عبادت كني اينها فقط بار مي شه براي بدتر زمين خوردن !
مطلب دوم : در اهميت نماز روايت ديگه اي وارد شده كه مرحوم شيخ عباس در منازل الاخره و مرحوم علامه تهراني در معاد شناسي نقل كردند ( و كلا همه كتب مربوط به قيامت به اون اشاره كردند ) روايت مي فرمايد كه عقبات صراط ، يعني جاهايي كه مورد پرسش و پاسخ قرار مي گيريد هفت عقبه است : بايد يكي يكي عقبات رو رد كنيم البته ان شاء الله همه رو با هم يكي يكي به سلامت رد مي كنيم و اگر شهيد هم شديم كه بدون هيچ سؤالي صاف مي ريم داخل بهشت !
ان شاء الله .
اما مي فرمايند : اولين عقبه ، عقبه صلاه هست . يعني چي ؟ با روال عادي ( يعني اينكه اگه بدون اينكه شهيد بشيم خواستيم عقبات رو طي كنيم ) اگر در عقبه اول كه نمازه قبول نشديم ، ديگه نوبت به عقبه هاي بعد نمي رسه .
مثل كسي كه داره درس مي خونه ، اول دبستان رو شروع كرده ، مي گه : حالا كلاس اول رو قبول نمي شم ، توي كلاس دوم جبران مي كنم ! نمي شه آقا . بايد اول رو قبول بشي بعد بري كلاس دوم . حالا اگر شما فكر مي كنيد بقيه عبادات مي تونه كسري نماز ما رو جبران كنه ، در اشتباه هستيد . تا واجبات قبول نشه هيچ مستحبي قبول نيست البته اين كه مي گم قبول نيست قبلا هم براتون گفتم كه از ديد روايات مي گم . ولي اونجا توي قيامت اصلاً معلوم نيست چه خبره ، هيچ كسي نمي دونه و خدا هم كه ارحم الراحمينه ، ولي الان قانون اينه كه دارم مي گم .
در اهميت نماز ، روايات بسيار زيبايي وارد شده . اونقدر در اهميت نماز آيه و روايت و حديث و داستان داريم كه كتابها مي شه نوشت كه البته نوشتن . اما به عنوان مشتي نمونه خروار من چند روايت رو توضيح مي دم : يه حديث زيبا و اميد بخش كه حديث قدسي هم هست . اين حديث راجع به حساب و كتاب روز قيامت هست ، همه شما شنيديد . حضرت رسول (ص) مي فرمايند :
قال الله تعالي : ان لعبدي علي عهدا ان اقام الصلوه لوقتها ان لا اعذبه و ان ادخله الجنه بغير حساب.
بر من خدا نسبت به بنده ام تعهد است كه اگر نمازش را در وقت خودش انجام دهد ، هيچ او را عذاب نكنم و بدون حساب و كتابي او را به بهشت ببرم .
خدا داره به ما تعهد مي ده . به همين راحتي ! البته نمازي كه نماز باشه . يه قضيه تاريخي همراه با يه حديث رو عرض ميكنم كه مژده بسيار بزرگي هم براي ماست . روايت هست كه حضرت رسول (ص) در جمعي نشسته بودند و تفسير سوره واقعه و از مسائل آخر الزمان مي فرمودند . تفسير اين قسمت از آيه مباركه
“ السابقون السابقون اولئك المقربون و . . . تا جايي كه مي فرمايد : ثله من الاولين و قليل من الا خرين ”
ايشون مي فرمايند كه “ السابقون ” در آخر الزمان خيلي قليل و كم هستند . حضرت ضمن حديثي طولاني دليل اينكه چرا در آخر الزمان ديندار واقعي و پيش رو كم مي شه رو بيان مي فرمايند . خود اين پيشگويي يه معجزه است .
حضرت مشكلات مردمان آخر الزمان رو هم مي شمرند ، از جمله اينكه ما رابطه مون با خدا از طريق ولي ، قطع شده و امام معصوم رو نمي بينيم . مردم سوال كردند : چرا ؟! اين بي عدالتي در حق مردم آخر الزمان هست و كارشون خيلي سخت مي شه . حضرت به سلمان اشاره كردند و فرمودند اگر ايمان ده پله داشته باشه ، سلمان در پله دهم قرار داره . بعد حضرت اين سخن عجيب رو بيان فرمودند كه مژده بزرگي براي همه ماست . فرمودند : “ جواني كه در آخر الزمان واجبات خود را انجام دهد و محرمات را ترك كند هم رده با سلمان است . ” ببينيد چقدر كار براي ما آسون شده ؟! سلمان براي اين كه به اين مقام برسه ، خيلي كارها مي كرد ولي ما فقط با ترك محرمات و انجام واجبات بدون هيچ رنج و مشقتي و حتي بدون انجام مستحبات ، هم رده با سلمان مي شيم . لذا دقت كنيد كه اگر مي خوايم دين دار باشيم و مؤمن باشيم از پايه و از فونداسيون و از ريشه شروع كنيم .
حديث تكاندهنده و جالب ديگه اي در باب اهميت نماز داريم ، روايت هست كه حضرت رسول (ص) از قبرستان عبور
مي كردند . ديدند عده اي بالاي سر قبري نشستن و شديداً گريه و زاري مي كنند . فرمودند : چي شده ؟ عرض كردند : يا رسول الله ! ايشون امروز صبح از دنيا رفتن . حضرت فرمودند : اين گريه و زاري ها دردي از مرده دوا نمي كنه . بعد جمله اي فرمودند كه ما دو تا استفاده از اون مي كنيم ، يه استفاده براي اموات و درگذشتگان و يكي هم براي الان خودمون كه زنده ايم ! حضرت فرمودند :
“ الركعتان خفيفتان مما تحتقرون احب الي صاحب هذا القبر من دنياكم كلها ”
يعني دو ركعت از همين نمازهايي كه سبك مي شماريد و حقيرش مي داريد . ( از همين نمازهاي الكي ما ) براي صاحب اين قبر از همه دنياي شما با ارزش تره .
يعني هم براي خودتون و هم براي ميت بلند شيد نماز بخوانيد . چه كارهايي كه اونجا نماز براي ما نمي كنه ! اونجا چشم انسان باز مي شه : اي دل غافل ! چه كارها ميتونستم با اين نماز بكنم و چه وقتهايي رو كه همين طوري هدر دادم ! چقدر من غافل بودم ! امام صادق (ع) مي فرمايند : “ الناس نيام اذا ماتوا اتنبهوا ”
مردم همه خوابند . وقتي مي ميرند بيدار مي شوند .
كه اي بابا ! اينجا چه خبره ؟! با يه “ لااله الا الله ” من چه كارها مي تونستم بكنم ؟! با يه غض بصر ( چشم پوشيدن ) از نامحرم ، و از كارهاي حرام چه كارهايي مي تونستم براي آخرت خودم بكنم و چه درجاتي مي تونستم كسب كنم ؟! با دو ركعت نماز شب چه كارهايي مي شد كرد ؟! و . . . اينها رو اونجا مي فهميم . يه جوري نباشه كه بچه هيئتي و سينه زن حضرت زهرا (س) ، خداي نكرده نماز قضا داشته باشه . اگر نمازت قضا شد ، نذار به ساعت بكشه ، همونجا سريع قضا كن ! حالا كه ان شاء الله عازم سفر مشهد هستيد يه مقدار نمازها رو مرتب كنيد . بريم به امام رضا(ع)چي بگيم ؟! بگيم : آقا ! من دو ركعت نماز زورم اومده بخونم ؟!
شبهاي قدر ماه رمضان ما صد ركعت نماز مي خونيم و شايد كمتر از يك ساعت طول مي كشه . لذا عزيزان خيلي مراقب باشيد . قدر نماز رو بدونيد . به نمازهاتون توجه داشته باشيد . نماز بهترين حالت آدمي  هست.

گزیده ای از سخنان انجوی نژاد 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 16:52  توسط عبد الله  | 
اول نوبت یک هاست!

یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.
یا علی! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله  نماز خواندی.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.
یا علی! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظه‌ای به خدا شرک نورزید.
یا علی! تنها تویی که در خانه کعبه، پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بت‌ها را شکست.
یا علی! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.
یا علی! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود.
یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند.
یا علی! تنها تو را، پیامبر صلی الله علیه و آله به برادری خویش برگزید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که هیچ گاه از جنگ نگریخت و هیچ کس به جنگ با تو پیشقدم نشد، جز آن که به هلاکت رسید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که زره‌ات پشت نداشت.
یا علی! تو تنها کسی هستی که در تمام جنگ‌های پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت داشتی جز تبوک، و تو ماندی تا از فتنه منافقان جلوگیری نمایی؛ سپاه اسلام نیز بدون برخورد از تبوک بازگشت.
یا علی! تنها تو، درِ قلعه خیبر را از جا بر کندی؛ در حالی که عده زیادی از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند.
یا علی! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفر، بر پیشواییت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.
یا علی! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت.
یا علی! تنها تویی که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار می‌گیرد.
یا علی! تنها تویی که در مورد قاتلت سفارش کردی: خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنید، از غذای من به او بخورانید و از آن چه می‌نوشم به او بنوشانید.
یک‌های تو تمام نشدنی است!

حالا فقط چند تا از دوها!

یا علی! تو آنی که جز دو کس: خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله تو را نشناخت.
یا علی! تو و پیامبر صلی الله علیه و آله دو پدر امت هستید.
یا علی! هنگامی که بین دو کار قرار می‌گرفتی، سخت‌ترین آن دو را بر می‌گزیدی.
یا علی! تو پدر دو سرور جوانان بهشتی.
یا علی! تو یکی از آن دو امانت گرانبهایی هستی که پیامبر صلی الله علیه و آله در بین امت بر جای نهاد، تا به وسیله آن از گمراهی نجات یابند.
یا علی! درِ خانه تو و رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها دو دری بودند که به مسجد باز می‌شدند؛ در حالی که سایر درها اجازه باز بودن نیافتند.
یا علی! تو همانی که ضربت شمشیرت در جنگ خندق، برتر از عبادت دو گروه انس و جن شمرده شد.
یا علی! تو را جمع اضداد خوانده‌اند؛ جنگاوری و مهرورزی، سخاوت و قناعت، عبادت و سیاست، زهد و تلاش ... آیا پایانی برای این شمارش هست؟
دوهایت هم بی انتهاست!
 
حالا فقط سه تا از سه‌ها!

یا علی! تو در سه سالگی به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله منتقل شدی و سومین نفر آن خانه بودی.
یا علی! تو و اهل خانه‌ات بزرگوارانی هستید که سه روز متوالی، با گرسنگی روزه گرفته، افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدید.
یا علی! پیامبر فرمود: سه چیز به تو عطا گردیده که به من داده نشده، پدر همسریی چون من، همسری چون فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین علیهم السلام

منبع: سایت تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:16  توسط عبد الله  | 

من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم .بزرگ تر ازاین است .نمیتوانم بگویم شخص اول است برای اینکه دومی در کار نیست .ایشان را نمی توان با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الا همین که مهدی موعود علیه اسلام است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 11:14  توسط عبد الله  | 
 
 
بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند
عده‌ای « حسن‌القضا » را دیده‌اند
عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند
بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجیها بسیجی‌تر شدند
آی، بی‌جانها ! دلم را بشنوید
اندکی از حاصلم را بشنوید
تو چه می‌دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خویش، رقص مرگ را
تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست
بین ابروها رد قناصه چیست
تو چه می‌دانی سقوط «پاوه» را
«
باکری» را « باقری» را « کاوه» را
هیچ می‌دانی « مریوان» چیست؟ هان !
هیچ می‌دانی که « چمران» کیست؟ هان !
هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست
هیچ می‌دانی « دوعیجی» در کجاست؟
این صدای بوستانی پرپر است
این زبان سرخ نسلی بی‌سر است
تو چه می‌دانی که جای ما کجاست
تو چه می‌دانی خدای ما کجاست
با همانهایم که در دین غش زدند
ریشه اسلام را آتش زدند
با همانها کز هوس آویختند
زهر در جام خمینی ریختند
پای خندقها احد را ساختند
خون‌فروشی کرده خود را ساختند
باش تا یادی از آن دیرین کنیم
تلخ آن ابریق را شیرین کنیم
با خمینی جلوه ما دیگر است
او هزاران روح در یک پیکر است
ما زشور عاشقی آکنده‌ایم
ما به گرمای خمینی زنده‌ایم
گرچه در رنجیم، در بندیم ما
زیر پای او دماوندیم ما
سینه پرآهیم، اما آهنی
نسل یوسفهای بی‌پیراهنیم
ما از این بحریم، پاروها کجاست؟
این نشان ! پس نوش داروها کجاست؟
ای بسیجیها زمان را باد برد
تیشه‌ها را آخرین فرهاد برد
من غرور آخرین پروانه‌ام
با تمام دردها هم خانه‌ام
ای عبور لحظه‌ها دیگر شوید !
ای تمام نخلها بی‌سر شوید !
ای غروب خاک را آموخته !
چفیه‌ها ! ای چفیه‌های سوخته !
ای زمین ! ای رملها، ای ماسه‌ها
ای تگرگ تق‌تق قناصه‌ها
جمعی از ما بارها سر داده‌ایم
عده ای از ما برادر داده‌ایم
ما از آتشپاره‌ها پر ساختیم
در دهان مرگ سنگر ساختیم
زنده‌های کمتر از مردارها !
با شما هستم، غنیمت‌خوارها !
بذر هفتاد و دو آفت در شما
بردگان سکه ! لعنت بر شما
بار دنیا کاسه خمر شماست
باز هم شیطان اولی‌الامر شماست
با همانهایم که بعد از آن ولی
شوکران کردند در کام علی
باز آیا استخوانی در گلوست؟
باز آیا خار در چشمان اوست؟
ای شکوه رفته امشب بازگرد !
این سکوت مرده را در هم نورد
از نسیم شادی یاران بگو !
از « شکست حصر آبادان» بگو !
از شکستن از گسستن از یقین
از شکوه فتح در « فتح‌المبین»
از « شلمچه»، « فاو» از « بستان» بگو
ای شکوه رفته ! از « مهران» بگو !
از همانهایی که سر بر در زدند
روی فرش خون خود پرپر زدند
پهلوانانی که سهرابی شدند
از پلنگانی که مهتابی شدند
ای جماعت ! جنگ یک آیینه است
هفته تاریخ را آدینه است
لحظه ای از این همیشه بگذرید
اندر این آیینه خود را بنگرید
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 10:0  توسط عبد الله  | 

اگربدانیم محبوبیت پیداکردن نزد مردم فقط بدست خداست

اگربدانیم عزت وقدرت فقط بدست خداست .

اگر بدانیم نفع وضرر ما بدست دیگران نیست .

اگربدانیم کار برای خدا گاهی دوبرابر گاهی ده برابر گاهی هفتصد برابر پاداش دارد

برای غیر از او کاری نمیکیم .

اگر بدانیم بالارفتن در جامعه نشانه عظمت نیست .

اگربدانیم توجه ونظر مردم به ما ارزشی ندارد .زیرا اگرفیل هم در خیابان راه برود همه به او نگاه میکنند.

اگربدانیم روزی را در پیش داریم که احدی بفریاد نمیرسد وتنهاکسی نجات میابند که قلب سلیم داشته باشند.

اگر بدانیم بانیت فاسد چه ارزشهای را از دست می دهیم .

خودرابرای انجام کار خالص وباقصد قربت اماده می کنیم.

تفسیرنماز

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:53  توسط عبد الله  | 

چندروزي توفيق شد بواسطه مرگ دوعزيز به محل مرگبار قبرستان گذري كنم بعد از مدتها كه بايد ميرفتم ولي نشد ديگه .

حالا هر چي مي خواين فكر كنيد كه شايد از مرگ بترسم شايدم واقعا ميترسم چون هرچي فكر ميكنم كالايي براي فروش ندارم كه از بازار مرگ نترسم .بااينكه گويند مرگ سفري از اين اتاق به اتاقي ديگر است .راستش ادم ميرزه بهم كه ميبينه ميتي هست با اونهمه هيبت ولي ساكت وبي سروصدا وبي حركت ادم هم خندش ميگيره وهم بفكر ميره كه اين چه غروريه كه ما داريم از زيبايمون از پولمون از ماشين اخرين مدمون از درجه مون مقاممون از هرچي توذهنمون ميادداريم تازه هم افتخار ميكنيم كه داريم .

بگو هر آینه مرگی که از آن می گریزید به سوی شما خواهد آمد

روایت شده كه حضرت امیرالمؤ منین (ع) در هر شب هنگامى كه مردم به خوابگاه خود مى رفتند صداى نازنینش به حدى بلند مى شد كه صداى آن حضرت را تمام اهل مسجد و كسانى كه همسایه مسجد بودند مى شنیدند و مى فرمود: تجهزوا رحمكم الله فقد نودى فیكم بالرحیل ؛ یعنى آماده شوید و اسباب سفر خود را مهیا كنید، خدا شما را رحمت كند، همانا منادى مرگ نداى ((الرحیل )) در میان شما بلند كرده پس توقف خود را در دنیا و بیرون از دنیا در حالى كه با خود زاد و توشه اى از اعمال صالحه دارید كم كنید به درستى كه در جلو شما گردنه هاى ناهموارى است یعنى جاهاى بسیار دشوار و منزلهاى هولناك است كه باید از آنها عبور كنید و چاره اى هم ندارید

خلاصه  قبلا ميگفتند كه برو قبرستان تا ياد سكرات مرگ ومردن يادت بياره كه كي هستي وكجاقرار بري  ولي تو اين چندروز متوجه شدم اي بابا بزار به كاسبيمون برسيم ولي تودل كسي هم خالي شده بود و قرار ميزاشتن به دنيا كه برگشتند ديگه ادم بشيم ولي دنيا يادمون برد كه ادم هستيم .

 منتظرنصيحت هاي شما ميمانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:42  توسط عبد الله  | 
http://www.rahpouyan.com/monasebat/88/ramazan/

دوستان سایت خوبی برای ماه خدا

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 9:31  توسط عبد الله  | 

وجود مبارك امام سجاد در ضمن دعای سحر این مراحل استجابت را بازگو می‌كند. عرض می‌كند:

خدای را شكر می‌كنیم كه راه‌های به طرف او كاملاً باز است.

"اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِی أحَدُ سُبُلَ المَطالِبِ إلِیكِ مَشْرَعَه، تمام راه‌ها باز است. شریعت باز و گشوده است و گشاده است. وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ إلِیكِ مُترَعَه."

هر كسی به طرف تو امیدوار است. تشنه یك مطلبی است آن آب خوراش، آن كوثرش، آن نهر و بحری كه تشنگان را سیراب می‌كند پر آب است. نهری، بحری بی آب نیست.

"وَالإستغاثَهِ بِفَضْلِكَ لِمَنْ أمَّلَكَ مَباحَه."

راه برای كسی كه از فضل تو بخواهد كمك بگیرد رواست. ممنوع نیست. رفتن این راه‌های باز مجاز است ."وَ أبوابُ الدَّعاء إلِیكِ لِلْصّارِخِینَ مَفْتُوحَه،"درهای دعا هم باز است. پس از این طرف كه عنصر اوّل است هیچ مانعی نیست، راه باز است و تشنگان می‌توانند سیراب بشوند و می‌توانند از فضل الهی كمك بگیرند و درهای دعا به سوی نیایش كردن باز است. اینها عنصر اوّل‌اند.

دوّم :

"وَأعْلَمْ أنَّكَ لِلْرّاجِینْ بِمُوضِعِ اِجابَهِ وَ لِلْمَهْلُوفِینَ بِمَرصَدِ إغاثِهِ وَ أنَّ فِی اللَّهُفِ إلی جُودِكَ وَ الرِّضاء بِقَضائِكَ عِوَضَاً مِنْ مَنْعِ الباخِلِینَ وَ مَنْدُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرِین."

پروردگارا ! من می‌دانم تو برای امیدواران موضع كافی و رسائی هستی. كسی كه مَلحوف است و رنج دیده و داغ دیده و آفت زده و آسیب دیده و مانند آن است، مُتَلهِّف است و غمگین، تو می‌توانی مشكل او را حلّ كنی‌. اغاثه كنی. نیازهای او را برطرف بكنی. و اگر كسی تأثّرش را و افسوس‌اش را و غم و اندوه‌اش را به جود و كَرم و رضا و قضای تو واگذار كند، عِوض منع باخِرین را دریافت می‌كند. عدّه‌ای دارند و عطا نمی‌كنند. بُخل می‌ورزند. عِوض بُخل آنها، جُود و كَرم تو جبران می‌كند.

"وَ مَندُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرین."

بعضی اهل ایثار نیستند . اهل اِستئْثارند. نه تنها دیگران را بر خود مقدّم نمی‌دارند، بلكه می‌كوشند خود را بر دیگران مقدّم بدارند. در دستگاه مستأثران جز تنگ نظری و تنگنائی چیز دیگر نیست. و امّا در دستگاه جُود و كَرم تو مَندوح است، سِعه است، گشایش است. یعنی اگر تنگنای تنگ نظران جا برای رفتن نیازمندان نمی‌گذارد، وسعت رحمت تو جا برای محتاجان تأمین می‌كند. "و هم أنَّ الرّاحِلَ إلِیكِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّكَ لا تَحْتجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِّئَهُ دُونَكْ."این دو تا جمله از جمله‌های كلیدی است كه تا پایان این دعای نورانی چندین بار در محور این بحث‌های كلیدی مطالبی به عرضتان خواهد رسید كه اگر كسی خواست به طرف ذات أقدس إله سفر كند، به اصطلاح سفر مِنَ الخَلقِ إلَی الحَقّ را طی كند، گرچه وجود مبارك امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود: آه "مِنْ قِلَّهِ الزَاد وَ طُولِ الطَّرِیق" (2)؛ راه طولانی است.

گرچه من استحقاق ندارم، ولی به امید تو آمدم و تو را به عنوان عالی‌ترین مرجع و تنها مرجع نهائی می‌دانم. این هم شرط سالك. و آن عنصر چهارم هم این است كه تو مرا دعوت كردی. پروردگارا ! تو خودت فرمودی: وَاسئَلُوا اللهَ مِنْ فَضلِه.

اما همین خاندان عصمت و طهارت فرمودند: اگر كسی بار سنگین گناه روی دوش او نباشد، بخواهد به طرف خدا ارتحال كند، رحلتی به طرف خدا كند، راه دور نیست. "وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیك قَرِیبُ المَسافَه." مسافت بسیار نزدیك است . چون یك قدم فاصله است و آن این است كه: یك قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در كوی دوست. برای كسی كه سالك إلی الله است بیش از یك قدم فاصله نیست. یعنی باید روی خواسته‌های خود پا بگذارد، روی هوی پا بگذارد. وقتی روی هوی پا گذاشت، قدم دوّم را در دالان توحید می‌نهد. یك قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در كوی دوست! این "وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیكِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِكْ" یك جمله‌ای است به منزله واسطهُ العِقد این دعای نورانی . و شبیه این جمله هم از وجود مبارك امام كاظم سلام الله علیه در وقتی كه او را برای زندان بغداد می‌بردند در ماه رجب ایراد كرده است كه در بیست و پنجم ، بیست و هفتم رجب، مخصوصاً دعای بیست و هفتم رجب كه وجود مبارك امام كاظم آن را قرائت كردند همین جمله نورانی هست. پس هیچ حجابی بین خلق و خالق نیست، مگر خودِ خلق. "ولا حِجابَ بِینَكَ وَ بِینَ خَلقِكَ غِیرِ خَلقِه." و خلق هم به عنوان این كه آیت الهی هستند، مخلوق خدا هستند، حاجب نیستند.

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیْكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه.

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره غافر / آیه 60

2- نهج البلاغه/ كلمات قصار / 77

3- سوره نساء / آیه 32

آیة الله جوادی آملی/

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 10:30  توسط عبد الله  | 
بحث در شرح دعای نورانی و مناجات امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه رمضان بود. چون

انسانِ تبهكار تا طاهر نشود راه قُرب الهی به سوی او گشوده نخواهد شد. در طلیعه این دعا به ما آموخت كه از ذات أقدس إله طلب عفو و بخشایش كنیم . وجود مبارك امام سجاد به ذات أقدس إله عرض كرد: "الهی! لا تُؤدِّبنِی بِعُقُوبَتِكْ وَلا تَمْكُرْ بِی فِی حِیلَتِكْ. مِن إیْنٍ لِیَ الخِیرُ وَلا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِكْ. وَ مِنْ إیْنٍ لِیَ النَجاهُ یا رَبّی وَلا تَستَطاعُ إلا بِكْ . لَا الَّذِی أحسَنَ استَغْنی عَنْ عُونِكَ وَ رَحمَتِكْ. وَ لَا الَّذِی أسآءَ وَاجتَرَأ عَلَیْكَ وَ لَمْ یُرضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدرَتِكْ."

یعنی خدایا! گرچه ما در اثر گناه استحقاق داریم كه به عقب و به دنبال گناه عقوبت بشویم. آن تنبیه و كیفر را می‌گویند: (عقوبت) . چون تعاقِب و در عقب گناه پدید می‌آید. عرض می‌كند كه ما در اثر گناه گرچه استحقاق تأدیب داریم كه ما را اَدب بكنی و گرچه در اثر كارهای ناروا كه كردیم استحقاق داریم كه شما با آن حیلت الهی و مكر الهی كه وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ الله وَ اللهُ خِیرُ المَاكِرین(2)، مكر كنی و با حیلتی كه داری نگذاری ما به مقصد مشئوم مان برسیم . چون خداوند حائل خوبی است.

نمی‌گذارد افراد به آن مقصد مشئوم شان برسند. و مكر هم استفاده كردن از وسائل مرموز است. خدا تمام وسائل را در اختیار دارد وَ عِندَاللهِ مَكرُهُمْ وَ إنْ كَانَ مَكرُهُمْ لَتَزُولُ مِنْهُ الجِبال.(3) چون این چنین است خداوند توان آن را دارد كه مكر ماكران را به خود آنها برگرداند. و نگذارد با ایجاد آن حائل كه آن حائل را و ایجاد حائل را حیلوله و حیله می‌گویند، نگذارد با ایجاد حائل كسی به مقصد برسد. امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: خدایا! ما را در اثر گناهانمان عقوبت نكن! در اثر مكر و بدرفتاری‌مان مبتلا به مكر و حیله خود قرار نده! هیچ كس به هیچ مقصدی نرسیده است، مگر به فیض و فوز تو ! و هیچ كسی از شرّ نرهیده است، به خیر نرسیده است، مگر به عنایت تو .

مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّ وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِك. اگر خیر به دست توست و در غیر تو، در نزد غیر تو خیری نیست، ما از كجا خیر را فراهم بكنیم ؟ مِنْ إینٍ لِیَ الخِیرُ یا رَبِّ وَ لا یُوجَدُ إلا مِنْ عِندِك. نه پیش ماست، نه پیش دیگران. و اگر كسی گناه كرد و خواست نجات پیدا كند، راه نجات نه پیش خود گنه كار است، نه پیش دیگران. وَ مِنْ إینٍ لِیَ النِجاهُ یا رَبّی وَ لا تُستَطاعُ إلا بِكْ . هیچ كسی توان رهائی از عذاب را ندارد، مگر به فیض خاص تو ! نه آنها كه راه خیر را طی كردند از تو بی‌نیاز بودند، نه آنها كه راه تباهی و تیرگی را طی كردند، از قلمرو قدرت تو بیرون بودند.

بر اساس كریمه: مَا بِكُمْ مِنْ نِعمَهٍ فَمِنَ الله(4) هر كه هر چه دارد در كنار سفره تو دارد. بر اساس آیاتی كه وَ لا یَحسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَبَقُوا (5) و آیاتی از قبیل "وَ مَا أنْتُمْ بِمُعجِزینَ فِی الأرض"(6) و مانند آن هیچ كس نمی‌تواند قدرت إله را جلو بزند و قدرت إله را عاجز كند. هیچ كس مُعجز خدا نیست كه قدرت خدا را عاجز كند. هیچ كسی سابق نیست كه قدرت خدا را لاحِق كند. در این آیات قرائت شده ذات أقدس إله فرمود: لا یَحسَبَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا سَبَقُوا . آنها خیال نكنند جلو زدند. یا فرمود: وَ مَا أنْتُمْ بِمُعجِزِینَ فِی الأرض . بعد از این كه این جمله‌ها گفته شد و روشن شد هیچ كسی قدرتی در قبال ذات أقدس إله ندارد و هیچ كسی بی‌نیاز از ذات أقدس إله نیست . هم پرهیزكاران به او نیازمندند، هم وارستگان از عذاب به او نیازمندند. آنگاه دستور داد چند بار كلمه (یا رَبِّ) را بگوئید. آن كلمه یا رَبِّ را با یك نفس انسان بگوید . حالا سه بار ، چهار بار ، پنج بار این كلمه نورانی را گفتن عیب ندارد .

آنگاه به آن جمله حسّاس و كلیدی این دعای نورانی ابوحمزه ثمالی می‌رسیم كه

بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلِیكَ وَ دَعوتَنِی إلَیكَ وَ لُولا أنْتَ لم أدْرِ مَا أنْت . در نوبت قبل اشاره شد كه برخی از جمله‌های این دعای نورانی ابوحمزه در حدّ كلید درهای دیگر است . یكی از آن جمله‌های كلیدی همین است كه بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . این بِكَ عَرَفتُكَ را همه داعیان عرض می‌كنند: خدایا! به وسیله تو ما تو را شناختیم .

آنها كه از آیات آفاقی مدد می‌گیرند، چون آیات آفاقی مخلوق خداست، دلالت انسان متفكّر به آیات آفاقی مخلوق خداست، لذا به خدا عرض می‌كنند: ما به وسیله تو، تو را شناختیم . آنها كه از آیات أنفسی طرفی می‌بندند نشانه‌های روح و آیاتی كه در جان انسان موجود است، مخلوق خداست، دلالت انسان به استفاده از آیات انفسی مخلوق خداست و آنها هم از راه عنایت‌های الهی به خدا رسیده‌اند. آنها كه جامع بین آیات آفاقی و آیات انفسی‌اند به شرح ایضاً . آنها هم می‌گویند: بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . آنها كه از این سه گروه بالاترند، آنها كسانی‌اند كه به خصوص آیات آفاقی بسنده كنند، یا به خصوص آیات انفسی بسنده كنند، یا به جمع آیتین بسنده كنند، بلكه می‌خواهند خدا را با خود خدا بشناسند. آنها هم می‌گویند : بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیكْ. این أوَلَمْ یَكْفِ بِربكَ أنَّهُ عَلی كُلِّ شِیءٍ شَهِید(7)، یعنی خداوند برای این كه روشن بشود، برای این كه دیگران به خوبی درك بكنند خداوند حقّ است، خود را به آنها نشان می‌دهد . آنها با مشاهده خداوند، خداوند را می‌شناسند. نیازی به آیات آفاقی و انفسی نیست. در اینجا راه و هدف یكی است.

مَسلك و مَسلوكٌ إلیه یكی است. و چون سالك از خود خبری ندارد و خود را نمی‌بیند، خود را نمی‌بیند، سلوك خود را نمی‌بیند . فقط هدف را می‌بیند، در حقیقت مسلك و هدف یكی خواهد بود. در بعضی از روایاتی كه ذیل این بخش از آیات سوره مباركه یوسف آمده است كه أأنْتَ یُوسُف، آنجا وجود مبارك امام صادق طبق نقل صاحب تُحَف العقول این بیان نورانی را در شناخت خدا ذكر كرد كه معرفت شاهد قبل از معرفت وصف اوست. یعنی ما شاهد را اوّل می‌شناسیم ، بعد صفات او را می‌شناسیم . ولی اگر موجودی غائب بود، اوّل وصفش را می‌شناسیم ، بعد ذاتش را می‌شناسیم . خلاصه آن حدیث این است كه: شناخت ذات شاهد قبل از وصف اوست.

شناخت ذات غائب بعد از وصف اوست . بعد استشهاد می‌كند كه برادران یوسف اوّل او را دیدند، بعد به یوسف بودن او پی بردند. أأنْتَ یُوسُف. نگفتند: یوسف توئی! گفتند: تو یوسفی؟ وجود مبارك امام صادق هم می‌فرماید به این كه: خدا مشهود همه ماست. ما اوّل او را می‌شناسیم، بعد اوصاف او را می‌شناسیم . بعد آیات آفاقی و انفسی او را می‌شناسیم . چون این چنین است

این گروه چهارم كه برترین گروه معرفتی‌اند، خدا را با خود خدا می‌شناسند.

این بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلتَنِی عَلَیك وَ لُولا أنْتَ لَمْ أدْرِ مَا أنْت برای این چهار گروه چهار مصداق مشخّص دارد. جامع همه یكی است كه انسان خدا را به وسیله خدا بشناسد. خدا راهنمای انسان است و اگر خدا كسی را راهنمائی نكند نمی‌تواند خدا را بشناسد . و خدا راهنمائی‌های فراوانی را اِعمال كرده است . منتها این سالك مُتطرّق است كه باید از این راه‌ها استفاده بكند و به مقصد برسد. پس همگان، همه این طوائف أربعه این جمله را می‌خوانند، منتها هر كس در حدّ خاصّ خود.

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرِكاتُه.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره بقره / آیة 168

2- سورة آل عمران / آیه 54

3- سورة ابراهیم / آیة 46

4- سورة نحل / آیة 53

5- سورة انفال / آیة 59

6- سورة عنكبوت / آیة 22

7- سورة فصّلت / آیة 53

آیة الله جوادی آملی /تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 17:49  توسط عبد الله  | 
پيامبر گرامى (ص) در توصيف ماه رمضان چنين فرموده اند : «شهر رمضان شهر الله عزوجل … و هو شهر البركه ؛ ماه رمضان ماه خدا و ماه بركت است.» صاحب مفردات مى گويد : بركت، ثبوت خير و خوبي الهى در شئ است و مبارك آن چيزى است كه در او خير است.
ماه رمضان منشاء و مبداء و مركز و محور خير و بركت است و در روايات متعددى ماه مبارك ناميده شده است.

سلمان فارسى (رض) مى گويد :
پيامبر گرامى (ص) در آخرين روز ماه شعبان فرمودند : اى مردم! ماه رمضان، ماه مبارك شما را فرا گرفت.(
در جاى ديگر فرموده اند : اين ماه رمضان ماه مباركى است، روزه در آن را خداوند واجب گردانيد، درهاى بهشت در اين ماه باز و دست هاى شياطين بسته است.

امام صادق (ع) مى فرمايد : هنگامى كه ماه رمضان مى رسيد پيامبر گرامى (ص) مى فرمودند :
«بار خدايا در ماه رمضان براى ما بركت بده و ما را به روزه و نماز آن يارى نما و كارهاى ما را در اين ماه قبول فرما.»

حارث نضرى مى گويد : امام صادق (ع) در آخر ماه شعبان فرمودند : ماه مباركى كه قرآن در آن نازل شده فرا رسيد.
ابى محمد هارون بن موسى تلعكبرى نقل مى كند امام صادق (ع) فرمودند : با فرا رسيدن ماه رمضان بگو بار خدايا ماه مبارك رمضان ماه نزول قرآن فرا رسيد … از تو مى خواهم كه مرا در اين ماه بيامرزى و به من رحم كنى و من را از آتش جهنم نجات بدهي.(خداوند ما را از بهره مندان اين ماه پر خير و فضيلت قرار دهد. آمين

http://www.monajat.org/

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:25  توسط عبد الله  | 
جبرئيل نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: اي پيامبر!
خداوند تبارك و تعالي مرا با هديه‌اي به سوي تو فرستاده است

كه پيش از تو ، به كسي چنين هديه‌اي عطا نفرموده است.
رسول خدا (ص) فرمود: آن هديه چيست؟ گفت:
صبر و شكيبايي و حتي بهتر از صبر.
حضرت رسول پرسيد: بهتر از صبر چيست؟ جبرئيل گفت:
خشنودي (به ارادة الهي) و بهتر از آن .
حضرت پرسيد: بهتر و نيكوتر از رضا چيست؟ جبرئيل گفت:
پرهيزكاري و نيكوتر از آن.
حضرت پرسيد: بهتر از اخلاص چيست؟ جبرئيل گفت:
يقين و بهتر از آن .
حضرت پرسيد: بهتر از يقين چيست؟ جبرئيل گفت:
راه وصول به درجة يقين ، توكل بر خداي عزوجل است.
حضرت پرسيد: توكل بر خداي عزوجل چگونه است؟ جبرئيل گفت:
رسيدن به اين آگاهي كه مخلوقات نمي‌توانند به انسان نفع يا ضرري رسانند و يا به او بخشش كنند و يا مانعي در برابرش باشند.
به كار بردن اين آگاهي باعث نااميدي (و دل كندن) از مخلوق مي‌شود.
اگر بنده‌اي چنين باشد،
كاري براي غير خداوند انجام ندهد،
جز به خداوند به كسي اميدوار نشود ،
از كسي غير از او نترسد
و به هيچ كس جز خداوند، چشم طمع نورزد ؛
و اين معني توكل است .
حضرت پرسيد: اي جبرئيل! تفسير صبر چيست؟ جبرئيل گفت:
صبر يعني داشتن حال يكسان در ناراحتي و خوشحالي ، تهيدستي و توانگري و گرفتاري و سلامت .
 صبر يعني شكايت نكردن به مخلوقات از آنچه كه از بلا و گرفتاري به ايشان مي‌رسد .
حضرت پرسيد: تفسير قناعت چيست؟ جبرئيل گفت:
قانع شدن به آنچه كه از دنيا مي‌رسد .
قانع شدن به چيز كم و شكر گفتن براي اندك .
حضرت پرسيد: تفسير خشنودي چيست؟ جبرئيل گفت:
خشنود كسي است كه چه دنيا به او برسد و چه نرسد ، بر خداوند خشم نگيرد
و به اندكي از عمل خوب ، از نفس خود راضي نشود .
حضرت پرسيد: اي جبرئيل تفسير پرهيزكاري چيست؟ جبرئيل گفت:
پرهيزكار كسي است كه دوست بدارد آنچه را خداوند دوست دارد .
دشمن بدارد آنچه را خداوند دشمن دارد .
 از حلال دنيا كناره بگيرد و به حرام آن توجه نكند ؛
زيرا در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب .
بر همه مسلمانان ترحم نمايد همچنان كه به نفس خود ترحم مي‌كند .
از پرحرفي كناره بگيرد همچنان كه از مردار بدبو دوري مي‌كند .
از زرق و برق دنيا اجتناب كند تا مبادا او را فرا گيرد .
آرزويش را كوتاه كند و مرگش را در نظر آورد .
حضرت پرسيد: تفسير اخلاص كدام است؟ جبرئيل گفت:
مخلص آن كسي است كه از مردم چيزي نخواهد تا آن را بيابد .
و هنگامي كه آن را يافت ، راضي شود .
 هر گاه چيز اضافه‌اي در نزد او بماند ، در راه رضاي خدا بدهد .
كسي كه از بندگان چيزي درخواست نكند ،
به راستي كه به بندگي خداوند اقرار كرده و هر گاه چيزي بيابد ، راضي است
و خداوند هم از او خرسند است .
حضرت رسول پرسيد: تفسير يقين چيست؟ جبرئيل گفت:
صاحب يقين ، كارهايش براي خداست ،
چنان عمل مي‌كند كه گويي خداوند را مي‌بيند
و اگر خدا را نمي‌بيند ، خدا او را مي‌بيند .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:31  توسط عبد الله  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

1- اگر روزی یک آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید. کل قرآن کریم را در مدت

(17 سال و7ماه و9 )روز حفظ خواهید شد.

2- اگر روزی 2 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(8سال و9 ماه و18 روز) حفظ خواهید شد.

3-اگرروزی3آیه ازقران کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم  را در مدت

(5سال و10 ماه و12 روز) حفظ خواهید شد.

4-اگر روزی 4 آیه از قران کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(4سال و4 ماه و24 روز) حفظ خواهید شد.

5-اگر روزی 5 آیهاز قرآن کریم را حفظ نماییدکل قرآن کریم را در مدت

(3سال و6 ماه و24 روز) حفظ خواهید شد.

6-اگر روزی6 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(2سال و11ماه و4 روز)حفظ خواهید شد.

7-اگر روزی 7ایه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن  راکریم را در مدت

(2سال و6 ماه و3روز )حفظ خواهید شد.

8-اگر روزی 8 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید.کل قرآن کریم را در مدت

(2سال و2ماه و12 روز) حفظ خواهید شد.

9- اگر روزی 9ایه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قران کریم رادر مدت

(1سال و11 ماه و12 روز) حفظ خواهید شد.

10- اگر روزی 10 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم رادر مدت

(1سال و9ماه و3 روز ) حفظ خواهید شد.

11-اگر روزی11 ایه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم رادر مدت

(1سال و7ماه و6 روز) حفظ خواهید شد.

12- اگر روزی 12 ایه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و5 ماه و 15 روز9حفظ خواهید شد.

13-اگر روزی 13 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و4 ماه و6روز) حفظ خواهید شد.

14- اگر روزی 14 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و3 ماه) حفظ خواهید شد.

15- اگر روزی 15آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و2 ماه و1 روز) حفظ خواهید شد.

16- اگر روزی 16 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و1ماه و6 روز ) حفظ خواهید  شد.

17- اگر روزی 17 ایه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1سال و10 روز) حفظ خواهید شد.

18- اگر روزی 18 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(11 ماه  و9 روز) حفظ خواهید شد.

19- اگر روزی 19 آیه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(11 ماه و1 روز) حفظ خواهید شد.

20- اگر روزی 20 آیه از قرآن کریم حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(10 ماه و16 روز) حفظ خواهید شد.

21- اگر روزی یک صفحه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(1 سال و8 ماه و 12 روز )حفظ خواهید شد.

22- اگر روزی دوصفحه از قرآن کریم را حفظ نمایید کل قرآن کریم را در مدت

(10 ماه و6 روز ) حفظ خواهید شد.

                           

              این مطالب را خیلی وقت پیش از اینترنت برداشته ام  با عرض پوزش منبع مطلب رو نتونستم پیدا بکنم.

                                                                  التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 17:31  توسط عبد الله  | 
"یا تواب"
با عرض سلام و ادب و احترام حضور شما دوست گرامی و ممنون از حضور گرمتون
دوست عزیز نه تنها شمامن دیگران..همه همه..بارها توبه کردیم .بارها توبه شکستیم.....ولی باز امید داریم که بخشیده میشیم..باز توفیق توبه بهمون داده میشه.ودیدیم که اینطوری شده چه خطاها که نکردیم .....چه گناهها که نکردیم.....تو خلوت ...تو حضور دیگران.....به روی خودمون هم نیاوردیم که چه غلطی کردیم.............رفتیم رفتیم تو منجلاب.نترسیدیم از غرق شدن ولی اون مهربون شاهدمون بود.....رسوامون نکردخطاهامون رو از فرشته هاش هم پنهان کرد..صبر کرد.ولی مطمئنم که واسه همه بنده هاش بر اساس معرفتشون و ترس از گناه ......... اعتراف به گناه.......یه دکمه استپ.......یه ترمز ...یه توقف گذاشته ......که زیادی تخته گاز نریم.......واین ترمز وقتی که تو بدترین لحظه پیش این و اون رسوامون نکرده مفتضحمون نکرده.......این توقف ...........این شرمنده کردن تو اوج گناه......یعنی برگرد....ای بنده بیچاره برگرد و دیگه این راه رو نرو........کاش بفهمیم کی دکمه استپ ما روشن شده کاش برگردیم.
کرم بین و لطف خداوندگار گنه بنده کردست و او شرمسار
خدای مهربون خیلی خیلی به ما نزدیکه .....حتی از رگ گردنمون.....ولی ما باید ببنیم که چکار کنیم تا بهش نزدیک تر بشیم......شاید با ترک دروغ ...ششاید با بدگویی نکردن.شاید با یه احترام ساده به مامان و بابا.......شاید یه نماز اول وقت.....شیطون هم یه بار گمراهمون میکنه.......درست ولی مطمئنم دفعه های بعد تقصیر خود خود خودمونه.......نفس طمعکار خودمونه که سیری ناپذیره.......کاش بتونیم اول نفسمون رو کنترل کنیم دعا کنید که بتونیم...اگه شد مطمئنم که اول خونه دل رو از بدی و زشتی و گناه تخلیه کردیم...تخلی..............بعد با کارای قشنگ مثل.....ادب....مهر.....احترام.......نماز و......زینت و زیورش می دیم......تحلی...وبعد یار مهربون و .یار ستار و غفار..خودش کم کم تو دلمون تجلی می کنه.....کاش واسه یه لحظه از کرده و نکردمون شرمنده بشیم....کاش منتظر دکمه استپ نباشیم......کاش به خودمون بیاییم............همه با هم دعا کنیم که آدم بشیم....تو همین روزای عزیز به حق امام زمان دعا کنیم."آمین یا رب العالمین"
"یا حق"
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:13  توسط عبد الله  | 

سپاس خداوندي راسزاست كه خلق كرد بني ادم راتاعبادت كنند خداي را.

در خودم كه مينگرم كه چرا خداوندمن را افريد.درمن چه ديد ادمم كرد .

شايدسنگي بودم در بيراه راهي ياچوبي در جنگلي نميدانم كي بودم شايد بادبودم در بياباني خشك كه مسافران راناراحت ميكرد شايد ابي در مرداب كه مردمان سنگ از بد بويي زنند.نميدانم كه چرا خداوند ...............

حال كه كرامت يافتم وخليفه خدا شدم ولطفي شد و انسانم كرد چرا اينگونه شدم  خدايا ميدانم كه تا حالا چند بار چشمانت را بستي تا حتي ملايك  دو     طرفم هم نبينند .خدايا خجالت ميكشم كه مينويسم هنوزمدتي از توبه قبلي نگذشته كه دوباره بايد خجالت زده توبه كنم .البته شيطان وسوسه ميكند كه خجالت بكش چه جوري داري توبه ميكني ووسوسه ميكند كه حالا بعدتوبه ميكني ولي من جرات كرده با شرمساري سر پايين برميگردم واز خدا درخواست برگشت ميكنم وميدانم كه شايد ان رب من ناراحت هم هست وديگه بنده من هم نميگه وبه فرشتگانش ميگويد كه برانيدش .خدايا غلط كردم اينبار ببخش تا لايق برگشت شوم روز تولد سرورم بود ودر مقابل قران قسم خوردم كه ديگر هيچ گناهي نكنم ولي ميدانم كه اگر خداوند هدايتم نكند به هيچ رسيدم.

تصميم گرفتم نگاهي نكنم كه به كسي بر بخوردوحرفي نزنم كه دلي دلگير قدمي بسوي گناه و دستي دراز .

تصميم گرفتم كه دلم را فقط براي او باز كنم وفكرم بياد او

ولي نشد چون من خالص نبودم ودر دلم وسوسه ها بود منو رها نكرد تا الودم كرد وامروز شيطان نيست كه وسوسه ميكند اين منم كه خودم  رااز خداونددور ميكنم

ميدانم روزي بايد رفت ولي ايمانم قوي نيست ميدانم كه  اهلبيت مرا ميبينند ولي خجالتي ندارم خدايا تو بگو چكنم .از ته دلم از گناه بيزارم وچندروزي كه با خدا هستم هوا ميگيردم كه تو در حد خوباني واوليا لزا مي خواهم با شيطان بجنگم ولي ميخندد كه تو مرد نبرد نيستي باور ندارم وسعي ميكنم اما در دام و فريب نفس گرفتار ميشوم و ميدانيد كه گناه اخرين حربه اوست و چون من مرد نبرد نيستم .................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 9:8  توسط عبد الله  | 

ایستگاه صلواتی ویژه میلاد امام زمان ،

حضرت مهدی ( عج )

مناسبت ميلاد امام زمان

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 19:48  توسط عبد الله  | 

 

میلاد امام زمان حضرت مهدی(عج)

محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است...

بسم الله الرحمن الرحيم

 " اللهم کن لوليک الحجـة بن الحسـن صلواتک عليه و علي آبائـه في هذه السـاعه و فـي کل  ساعة ولياً و حافظاً وقائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا  و تمتعه فيها طويلا "

 
 محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است.  در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

تولد امام زمان (عج):

 

عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: ‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند.


مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند:

 

حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.

 

حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبـح صادق نزديك بود؛ چيزي نمـانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امـام حسـن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي  او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صداي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود در روي زمين قرار مي دهد.

 

كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله  وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن).

 

حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است:
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً
. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقيناً باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)

 

چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5)


- بحارالانوار، ج 51، ص 2-4، ح 3، ص 11-15، ح 14،‌ ص 17-18 ، ح 25. با تلخيص و تصرف در عبارات

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:43  توسط عبد الله  |